کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه تصبیح | کلماتور
معانی کلمه : تصبیح
تلفظ بین المللی :
/tˈasbih/
تلفظ :
[t'asbih]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
صلاه تسبیح
گل تسبیح
تسبیح و تمجید گفتن
تسبیح یا گردنبند
تصحیح شده
تصحیح نشده
تصحیح کردن
تصریح شده
تصریح کردن
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
این معنی را بیشتر بخوانید
تصبیح. [ ت َ ] ( ع مص ) بامداد نزدیک کسی آمدن. ( تاج المصادر بیهقی ) ( آنندراج ). بامداد آمدن. ( زوزنی ) ( ترجمان جرجانی ترتیب عادل بن علی ). آمدن کسی را دربامداد. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). || صبوحی دادن. ( زوزنی ) ( تاج المصادربیهقی ). نوشانیدن صبوح که شراب بامدادی باشد. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). صبوح نوشانیدن قوم را. ( از اقرب الموارد ). صبوحی دادن که شراب بام...
فرهنگ فارسی
بامداد نزدیک کسی آمدن صبوحی دادن
کلمات مرتبط
صلاه تسبیح
گل تسبیح
تسبیح و تمجید گفتن
تسبیح یا گردنبند
تصحیح شده
تصحیح نشده
تصحیح کردن
تصریح شده
تصریح کردن
نظرات