کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه تصدیغ | کلماتور
معانی کلمه : تصدیغ
تلفظ بین المللی :
/tˈasdiq1/
تلفظ :
[t'asdiq1]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
التصور و التصدیق
بلا تصدی
تصدیع اور
تصدیع دادن
تصدیق امضاء
تصدیق امضاء کردن
تصدیق بلا تصور
تصدیق بلا تصور کردن
تصدیق در پشت یا ظهر ورقه
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
تصدیغ. [ ت َ ] ( ع مص ) بر صدغ شتر داغ و نشان کردن. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ).
فرهنگ فارسی
بر صدغ شتر داغ و نشان کردن
کلمات مرتبط
التصور و التصدیق
بلا تصدی
تصدیع اور
تصدیع دادن
تصدیق امضاء
تصدیق امضاء کردن
تصدیق بلا تصور
تصدیق بلا تصور کردن
تصدیق در پشت یا ظهر ورقه
نظرات