کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی کلمه : تخم ریختن
تلفظ بین المللی :
/tˈoxm rˈixtan/
تلفظ :
[t'oxm R'ixtan]
پیمایش سریع
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
ریختار تخت
تخم
تُخم
تخم حرام
تخم خوراکی کاج
تخم دادن
تخم دار
تخم راهه
تخم ریز
مترادف و متضاد
مترادف و متضاد
seed
(فعل)
کاشتن، تخم ریختن
oviposit
(فعل)
تخم گذاشتن، تخم ریختن
کلمات مرتبط
ریختار تخت
تخم
تُخم
تخم حرام
تخم خوراکی کاج
تخم دادن
تخم دار
تخم راهه
تخم ریز
نظرات