معانی کلمه : بی دریغ
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
۱. بی مضایقه.
۲. از روی جوانمردی و گذشت.
۳. بدون بخل.
۲. از روی جوانمردی و گذشت.
۳. بدون بخل.
فرهنگ معین
(دَ ) (ق مر. ) ۱ - بی مضایقه . ۲ - بدون ملاحظه و خودداری .
مترادف و متضاد
بیپروا
بیمضایقه
unsparing (صفت)
سخت، ظالم، بی دریغ، اسراف کننده
