کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه بندی-کردن | کلماتور
معانی کلمه : بندی کردن
تلفظ بین المللی :
/bˈandi kˈardan/
تلفظ :
[b'andi k'aRdan]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
طبقه بندی کردن
صفحه بندی کردن
عایق بندی کردن
اب بندی کردن
باجزاء فرعی تقسیم بندی کردن
بسته بندی کردن
تخته بندی کردن
تعرفه بندی کردن
تقسیم بندی کردن
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
بندی کردن. [ ب َ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) اسیر کردن. گرفتار کردن. بازداشتن :
نترسد که دورانش بندی کند
که با بندیان زورمندی کند.
سعدی.
فرهنگ فارسی
اسیر کردن . گرفتار کردن . باز داشتن
کلمات مرتبط
طبقه بندی کردن
صفحه بندی کردن
عایق بندی کردن
اب بندی کردن
باجزاء فرعی تقسیم بندی کردن
بسته بندی کردن
تخته بندی کردن
تعرفه بندی کردن
تقسیم بندی کردن
نظرات