کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه تقسیم-بندی-کردن | کلماتور
معنی کلمه : تقسیم بندی کردن
تلفظ بین المللی :
/tˌaq1simbˈandi kˈardan/
تلفظ :
[t,aq1simb'andi k'aRdan]
پیمایش سریع
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
باجزاء فرعی تقسیم بندی کردن
تقسیم بندی سه گانۀ اعصار
تقسیم بندی محلی که قبلا در سطح خانواده های چند همسر رواج داشت
تقسیم بندی سه گانه اعصار
تقسیم بندی وظایف مغز
تقسیم بندی بدیهیات
تقسیم بندی گناهان
بدون تقسیم بندی
درجه یا تقسیم بندی فرعی
مترادف و متضاد
مترادف و متضاد
break down
(فعل)
تجزیه کردن، درهم شکستن، از اثر انداختن، تقسیم بندی کردن
lot
(فعل)
جور کردن، بخش کردن، تقسیم بندی کردن، سهم بندی کردن
کلمات مرتبط
باجزاء فرعی تقسیم بندی کردن
تقسیم بندی سه گانۀ اعصار
تقسیم بندی محلی که قبلا در سطح خانواده های چند همسر رواج داشت
تقسیم بندی سه گانه اعصار
تقسیم بندی وظایف مغز
تقسیم بندی بدیهیات
تقسیم بندی گناهان
بدون تقسیم بندی
درجه یا تقسیم بندی فرعی
نظرات