کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه تخته-بندی-کردن | کلماتور
معنی کلمه : تخته بندی کردن
تلفظ بین المللی :
/tˈaxteː bˈandi kˈardan/
تلفظ :
[t'axte: b'andi k'aRdan]
پیمایش سریع
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
تخته بند کردن
تخته بندی
تخته بند
هم بندی تخت
تخته بند شدن
اگر به جای آن همه تخمه بوداده مقداری آش خورده بودی، الآن حالت بهتر شده بود.
تخت بند
سنگ نبشته ایلامی پی بنای دیوار جنوبی تخت جمشید
سنگ نبشته بابلی پی بنای دیوار جنوبی تخت جمشید
مترادف و متضاد
مترادف و متضاد
board
(فعل)
سوار شدن، خوراک دادن، بکنار کشتی امدن، پانسیون شدن، تخته بندی کردن، تخته پوش کردن
scaffold
(فعل)
تخته بندی کردن، بدار اویختن، سکوبزدن
کلمات مرتبط
تخته بند کردن
تخته بندی
تخته بند
هم بندی تخت
تخته بند شدن
اگر به جای آن همه تخمه بوداده مقداری آش خورده بودی، الآن حالت بهتر شده بود.
تخت بند
سنگ نبشته ایلامی پی بنای دیوار جنوبی تخت جمشید
سنگ نبشته بابلی پی بنای دیوار جنوبی تخت جمشید
نظرات