معانی کلمه : بندگی
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
۱. بنده بودن.
۲. عبادت، پرستش.
۲. عبادت، پرستش.
فرهنگ معین
(بَ دِ ) [ په . ] (حامص . ) ۱ - غلامی ، بنده بودن . ۲ - نوکری . ۳ - عبودیت . ۴ - اطاعت ، فرمانبرداری .
فرهنگ فارسی
۱ - غلامی بنده بودن . ۲ - نوکری خدمتگزاری خدمت . ۳ - عبودیت پرستش . ۴ - اطاعت انقیاد: ( روی دل باخلاص بندگی درگاه جهان پناه آورده . )
نقل قول
مترادف و متضاد
اطاعت، انقیاد
پرستش، عبودیت ≠ ربوبیت
اسارت، بردگی ≠ آزادی، حریت
خدمت، خدمتکاری، خدمتگزاری، غلامی، نوکری ≠ آقایی
۱. پرستش، عبودیت
۲. خدمت، خدمتکاری، خدمتگزاری، غلامی، نوکری
۳. اسارت، بردگی
۴. اطاعت، انقیاد ≠ ربوبیت
۵. آقایی
۶. آزادی، حریت
