کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه از-بندگی-رهاندن | کلماتور
معنی کلمه : از بندگی رهاندن
تلفظ بین المللی :
/az bandˈeɡi rahˈɑndan/
تلفظ :
[az band'egi Rah'Andan]
پیمایش سریع
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
سامانۀ رده بندی چرخند حارّه ای از تصویرهای ماهواره ای
تحرکات بدنی غیر طبیعی ناشی از بیماری یا غیره
از هر دستی که بدهی از همان دست پس می گیری
بادی که از مغرب بوزد
شبهه بدوی قبل از فحص
از
آز
اِز
از فارسی
مترادف و متضاد
مترادف و متضاد
enfranchise
(فعل)
ازاد کردن، معاف کردن، از بندگی رهاندن، حق رای دادن، حقوق مدنی اعطا کردن به
کلمات مرتبط
سامانۀ رده بندی چرخند حارّه ای از تصویرهای ماهواره ای
تحرکات بدنی غیر طبیعی ناشی از بیماری یا غیره
از هر دستی که بدهی از همان دست پس می گیری
بادی که از مغرب بوزد
شبهه بدوی قبل از فحص
از
آز
اِز
از فارسی
نظرات