کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه برافراخته | کلماتور
معنی کلمه : برافراخته
تلفظ بین المللی :
/berˈɑfrˈɑxatˌeː/
تلفظ :
[beR'AfR'Axat,e:]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
کلمات مرتبط
با صورت برافروخته از غضب و خشم
برافراشته
برافروخته
بر افراخته
برافراختن
برافروخته شدن
سر برافراختن
بادبان های برافراشته
رخ برافروختن
لغت نامه دهخدا
لغت نامه دهخدا
برافراخته .
[ ب َ اَ ت َ
/
ت ِ ] (ن مف مرکب ) برافراشته . بلندشده . نصب شده
:
به ژرفی نگه کن که با یزدگرد
چه کرد این برافراخته هفت گرد.
فردوسی .
|| برکشیده . || بالیده . رجوع به افراخته شود.
کلمات مرتبط
با صورت برافروخته از غضب و خشم
برافراشته
برافروخته
بر افراخته
برافراختن
برافروخته شدن
سر برافراختن
بادبان های برافراشته
رخ برافروختن
نظرات