Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : برافراشته

تلفظ بین المللی : /bˌarafrˈɑʃteː/ تلفظ :‌ [b,aRafR'ASte:]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیمترادف و متضادواژه نامه بختیاریکا
  • بادبان های برافراشته
  • گردن برافراشتن
  • برافراشتن
  • برافراخته
  • برفراشته
  • بر افراشته
  • برافراشتن جهنم
  • برافراشتن پرچم در ایوو جیما
  • برافروشته
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیمترادف و متضادواژه نامه بختیاریکا

لغت نامه دهخدا

برافراشته. [ ب َ اَ ت َ /ت ِ ] ( ن مف مرکب ) افراخته. افراشته. بلندکرده شده. بالابرده : هدف ؛ هرچیزی بلند و برافراشته از بنا و ریگ توده و کوه و پشته و مانند آن. ( منتهی الارب ). || مشید. ساخته. ساخته شده. رجوع به افراشته شود.

فرهنگ فارسی

افراخته بلند کرده شده .

مترادف و متضاد

elate (صفت)
برافراشته

واژه نامه بختیاریکا

جیت؛ وا کل
چُک و رُک

کلمات مرتبط

  • بادبان های برافراشته
  • گردن برافراشتن
  • برافراشتن
  • برافراخته
  • برفراشته
  • بر افراشته
  • برافراشتن جهنم
  • برافراشتن پرچم در ایوو جیما
  • برافروشته
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات