کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه بد-لعابی | کلماتور
معانی کلمه : بد لعابی
تلفظ بین المللی :
/bˈad loʔˈɑbi/
تلفظ :
[b'ad lo?'Abi]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
بدلعابی
بدلعاب
بسام البولعابی
بد
بد شماری
بد اخمی کردن
بد اداره کردن
بد استعمال کردن
بد استقبال کردن
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
بدلعابی. [ ب َ ل ُ ] ( حامص مرکب ) سؤسلوک. بدرفتاری. بدمعاملگی. رفتاری خشن. رفتاری که قصد و نیت نیکو در آن نباشد. ( از یادداشتهای مؤلف ).
- بدلعابی کردن ؛ بدسلوکی و بدخلقی. ( فرهنگ لغات عامیانه جمال زاده ).
فرهنگ فارسی
سوئ سلوک بد رفتاری .
کلمات مرتبط
بدلعابی
بدلعاب
بسام البولعابی
بد
بد شماری
بد اخمی کردن
بد اداره کردن
بد استعمال کردن
بد استقبال کردن
نظرات