Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : ببر

تلفظ بین المللی : /bˈabr/ تلفظ :‌ [b'abR]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومینقل قولگویش مازنیگویش اصفهانیمترادف و متضادواژه نامه بختیاریکا
  • ببر بیان
  • ببر و بسوز
  • ببر صفت
  • ببر ماده
  • ببر و بچسبان
  • ببر خیزان اژدهای پنهان
  • ببر افکن
  • ببر خوی
  • ببر سینه
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومینقل قولگویش مازنیگویش اصفهانیمترادف و متضادواژه نامه بختیاریکا

لغت نامه دهخدا

ببر. [ ب ِ ب َ ](ص مرکب ) آن درخت که بر دارد. درخت باردار. ببار.

ببر. [ ب ِ ب َ ] (اِ) موش که بعربی فاره خوانند. (برهان قاطع) (ناظم الاطباء).

ببر. [ ب َ ] (اِ) نانی باشد که در روغن بریان کرده بخورند. (از برهان قاطع) (آنندراج ) (انجمن آرای ناصری ) (از فرهنگ شعوری ). نانی که در میان روغن بریان کرده باشند. (ناظم الاطب...

فرهنگ عمید

پستاندار گوشت‌خوار و درنده با نوارهای سیاه بر روی پوست.
⟨ ببر بیان: [شاهنامه] جامه‌ای از پوست پلنگ یا ببر که رستم هنگام جنگ‌ بر تن خود می‌کرده: ◻︎ تهمتن بپوشید ببر بیان / نشست از بر اژدهای ژیان (فردوسی: ۲/۱۷۹).

پستاندار گوشت خوار و درنده با نوارهای سیاه بر روی پوست.* ببر بیان: [شاهنامه] جامه ای از پوست پلنگ یا ببر که رستم هنگام جنگ بر تن خود می کرده: تهمتن بپوشید ببر بیان / نشست از...

فرهنگ معین

(بَ ) ( اِ. ) جاندار پستاندار گوشتخوار از تیرة گربه سانان با پوست خزدار راه راه بومی آسیا.

دانشنامه آزاد فارسی

بَبْر (tiger)بَبْربَبْربَبْربزرگ ترین عضو جنس گربه های بزرگ Panthera tigris، از خانوادۀ گربه سانان، ردۀ گوشت خواران. قبلاً در بیشتر مناطق آسیای مرکزی و جنوبی، از سیبری در شمال، تا سوماترا در جنوب، یافت می شد، اما اکنون در معرض انقراض است. در ۱۹۹۷ فقط ۵هزار نمونه از این جانور باقی مانده بود. شکار بی رویه و قیمت بالای پوست این جانور، همچنین تخریب زیستگاه طبیعی اش از علل این امرند. ببر نر ممکن است به...

فرهنگ فارسی

( اسم ) بیدستر وبر.
آن درخت که بر دارد

دانشنامه عمومی

ببر سیبریببر بنگالببر سوماتراییببر جنوب چینببر هندوچینببر مالاییببر بالی (منقرض)ببر جاوه (منقرض)ببر مازندران (انقراض در حیات وحش)ببر بنگال که به آن ببر هندی هم می گویند، در هند، نپال، بوتان و بنگلادش زندگی می کند و فراوانترین زیرگونه با جمعیتی کمتر از ۲۵۰۰ ببر بزرگسال است. در سال ۲۰۱۱ جمعیت برآورد شده برای ببرها، ۱۵۲۰ تا ۱۹۰۹ در هند، ۴۴۰ در بنگلادش، ۱۵۵ در نپال و ۷۵ در بوتان است. این ببر در چمنزار...

نقل قول

ببر، حیوانی درنده از رده پستانداران و تیره گربه سانان.• «کلیه مرتجعین ببر کاغذی هستند.» -> مائو تسه دون• «برای شکار بچه ببر به مغاک ببر باید رفت.»• «مادرشوهر، مادر ببر.» -> ضرب المثل آلمانی• «اندران بیشه که یکبار گذر کرد ملک// نکند شیر مقام و ندهد ببر آواز» -> فرخی سیستانی• «با من همی چخی تو و آگه نیی که خیره// دنبال ببر خایی‚ چنگال ببر خاری» -> منوچهری دامغانی• «بسا بیشه هایی که اندر گذشتن// تهی ...

گویش مازنی

۱ببر ۲نام سگ گله – ماخوذ از هیبت ببر

/baber/ ببر - نام سگ گله – ماخوذ از هیبت ببر

گویش اصفهانی

تکیه ای: beba
طاری: bebe
طامه ای: bobe
طرقی: beber
کشه ای: bebe
نطنزی: babe

تکیه ای: bebrin
طاری: bevun
طامه ای: boberin
طرقی: bevân
کشه ای: bevân
نطنزی: beberin

مترادف و متضاد

tiger (اسم)
خودستا، پلنگ، ببر

tiger cat (اسم)
ببر، گربه وحشی

واژه نامه بختیاریکا

( ببُر ) بِچَین
( بِبَر ) بَرَک؛ آرک برک

کلمات مرتبط

  • ببر بیان
  • ببر و بسوز
  • ببر صفت
  • ببر ماده
  • ببر و بچسبان
  • ببر خیزان اژدهای پنهان
  • ببر افکن
  • ببر خوی
  • ببر سینه
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات