ببر بیان. [ ب َ رِ ب َ ] ( اِ مرکب ) ببر شاهی. ( یادداشت مؤلف ). نام یک درنده افسانه ای که قسمی از ببر و وحشی تر و قوی تر از سایر درندگان بوده است.( از فرهنگ نظام ). ببر و جانوری شبیه به آن دشمن شیرکه شیر شرزه نیز گویند. ( ناظم الاطباء ) : بدو گفت پیران که شیر ژیان نه درنده گرگ و نه ببر بیان.فردوسی.درین بیشه زین پیش مگذار گام که ببربیان دارد آنجا کنام.اسدی. || قسمی از جامه بلند سپاهیان که از پوست...
فرهنگ معین
(بَ رِ بَ ) ( اِ. ) جامه ای از پوست ببر که رستم هنگام جنگ به تن می کرد.
دانشنامه آزاد فارسی
بَبْرِ بَیاناین عبارت در شاهنامه به دو معنی به کار رفته است: جامه یا زرهی که رستم، در هنگام جنگ، علاوه بر خفتان بر تن می کرده، و دیگری نام ببر حیوان درنده. معنای اول شواهد بیشتری در شاهنامه دارد. در برخی ابیات شاهنامه فقط واژۀ ببر به معنی جامۀ رستم به کار رفته است. دربارۀ مفهوم و منشأ پیدایش این نام، در مآخذ مختلف، دیدگاه های متعدّدی وجود دارد، از جمله آن که ببر بیان جامه ای است که جبرئیل از بهشت ...
فرهنگ فارسی
جامه ای که رستم به هنگام جنگ بر تن خود می کرد . و آن از پوست ببر بود ( داستان ) بنابر داستانهای شاهنامه جامهای که رستم، هنگام جنگ برتن میکرد و از پوست ببر است
دانشنامه عمومی
بَبْرِ بَیان، پَلَنْگینه، با بَبْر پوششی بود که رستم، پهلوان اسطوره ای ایران، در جنگ ها بر تن می کرد. این جامه، در ضدآب، ضدآتش، ضدسلاح، تیره رنگ، و گویا پشمالو بوده است. رستم ابتدا در رزم های خود زره، سپس گبر یا جوشن و در انتها ببر بیان را بر تن می کرد. بر پایهٔ شاهنامه، ببر بیان از پوست یک پلنگ ساخته شده بود و به همین دلیل پلنگینه نامیده می شد. این گفته را یک نوشته سغدی نیز تأیید می کند. بر پایهٔ...