کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه بازداشتنی | کلماتور
معنی کلمه : بازداشتنی
تلفظ بین المللی :
/bɑzdˈɑʃtanˌi/
تلفظ :
[bAzd'AStan,i]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
کلمات مرتبط
عنان بازداشتن
از پیشرفت بازداشتن
از کار بازداشتن
بازداشتن از
از حرکت بازداشتن
بازداشتی
دست بازداشتن
بازداشتن
درصد بازداشتی
لغت نامه دهخدا
لغت نامه دهخدا
بازداشتنی. [ ت َ ] ( ص لیاقت )لایق حفظ و نگاهداری. || کسی که درخور بازداشت و توقیف است : و هر که بازداشتنی بود فرمود تا حبس کردند. ( فارسنامه ابن البلخی ص 981 ).
کلمات مرتبط
عنان بازداشتن
از پیشرفت بازداشتن
از کار بازداشتن
بازداشتن از
از حرکت بازداشتن
بازداشتی
دست بازداشتن
بازداشتن
درصد بازداشتی
نظرات