کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه بازداشتن-از | کلماتور
معنی کلمه : بازداشتن از
تلفظ بین المللی :
/bɑzdˈɑʃtan ˈaz/
تلفظ :
[bAzd'AStan 'az]
پیمایش سریع
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
از پیشرفت بازداشتن
از کار بازداشتن
از حرکت بازداشتن
اراده بر بازداشتن از شرک
از جنبش و حرکت باز داشتن
از میان برداشتن
بار از دوش برداشتن
بار از دوش کسی برداشتن
از اخر برداشتن
مترادف و متضاد
مترادف و متضاد
proscribe
(فعل)
تبعید کردن، تحریم کردن، بد دانستن، نهی کردن، بازداشتن از
کلمات مرتبط
از پیشرفت بازداشتن
از کار بازداشتن
از حرکت بازداشتن
اراده بر بازداشتن از شرک
از جنبش و حرکت باز داشتن
از میان برداشتن
بار از دوش برداشتن
بار از دوش کسی برداشتن
از اخر برداشتن
نظرات