کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی کلمه : اشخاص کردن
تلفظ بین المللی :
/ˈaːʃxˈɑs kˈardan/
تلفظ :
['a:Sx'As k'aRdan]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
کلمات مرتبط
اتخاذ سند کردن
اتخاذ کردن
اتخاذ کردن موضع واحد
اشخاص
اشخاص باهوش و خردمند
اشخاص یک کتاب
اشخاص با برکت
تعداد اشخاص مورد استفاده
تقسیم پولی بین اشخاص ذی نفع
لغت نامه دهخدا
لغت نامه دهخدا
اشخاص کردن. [اِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) گسیل کردن. روانه کردن. فرستادن : سلطان اَشخاص را در طلب او اِشخاص کردو در گرد مرکب او نرسیدند. ( ترجمه تاریخ یمینی ).
کلمات مرتبط
اتخاذ سند کردن
اتخاذ کردن
اتخاذ کردن موضع واحد
اشخاص
اشخاص باهوش و خردمند
اشخاص یک کتاب
اشخاص با برکت
تعداد اشخاص مورد استفاده
تقسیم پولی بین اشخاص ذی نفع
نظرات