ارام . [ اَ ] (اِخ ) آبی یا کوهی بدیار جذام در اطراف شام . رجوع به اِرَم شود.
ارام . [ اَ ] (اِخ ) نام پدر عاد نخستین یا نام پدر عاد پسین یا نام شهر ایشان یا مادر ایشان یا نام قبیله ٔ ایشان .
ارام . [ اَ ] (اِخ ) (عالی ) این اسم از ارام بن سام منقول است و سه تن در کتاب مقدس به این اسم بودند: اول ارام بن نوح است (سف...
فرهنگ عمید
( آرام ) ۱. ساکت، خاموش.۲. بی حرکت.۳. [مجاز] امن.۴. راحت: زندگی آرام.۵. (اسم مصدر ) آرامش، راحتی، چو دشمن به دشمن بُوَد مشتغل / تو با دوست بنشین به آرام دل (سعدی۱: ۷۷ ).۶. (قید ) آهسته.۷. (بن مضارعِ آرامیدن و آرمیدن ) = آرمیدن۸. آرامش دهنده (در ترکیب با کلمۀ دیگر ): دلارام.۹. (اسم مصدر ) [قدیمی] قرار، سکون: ز بس نالهٴ چنگ و نای و رباب / نبُد بر زمین جای آرام و خواب (فردوسی۷: ۲۷۴ ).۱۰. (اسم ) [قدیم...
فرهنگ معین
( آرام ) ۱ - ( اِ. ) قرار، سکون . ۲ - درنگ . ۳ - آسایش ، راحتی . ۴ - (ص . )ساکت ، خاموش . ۵ - امن . ۶ - (ق . ) به آهستگی .
دانشنامه آزاد فارسی
آرام. احتمالاً نام قوم یا سرزمینی در شمال و شمال شرقی فلسطین، از مدیترانه تا میانۀ بِین النَّهرین. در عهد عتیق از آرام به مناسبت های متعدد یاد شده است؛ دمشق مهم ترین ایالت آن بود. زبان آرامیبرگرفته از آرام است.wikijoo: آرام...
فرهنگ فارسی
( آرام ) نامی که در تورات به سوریه و بین النهرین داده شده و آرامیان - آرامی را از اعقاب و سکنه آرام دانسته اند.۱ - ( اسم ) سکون ثبات . ۲ - آهستگی مقابل شتاب عجله. ۳ - آسایش استراحت . ۴ - طمائ نینه اطمینان خاطر . ۵ - خاموشی سکوت . ۶ - امن امان . ۷ - بستر مرقد خوابگاه . ۸ - جایگاه مقام . ۹ - جای خلوت ۱٠- آهسته بتانی : آرام رفتن آرام آمدن . یا آرام جان . آنکه مای. آرامش و نشاط جانست معشوق . یا آرام خ...
دانشنامه عمومی
آرام. آرام ممکن است به یکی از موارد زیر اشاره داشته باشد:اقیانوس آرام، بزرگترین اقیانوس جهانجزیره آرام، یکی از جزایر دریاچه ارومیهwiki: ایران است.وبگاه اطلاعات سینمایی سورهآرام در وبگاه بانک اطلاعای سینمای ایران MDBIRوبگاه قدیمی ها و بر مدار سینمادر سال ۱۳۳۲ در تهران متولد شد. وی بعد از آشنایی با مازیار پرتو به سینما راه یافت و با نام هنری آرام در اولین فیلم، گرگ بیزار، با بهروز وثوقی هم بازی شد...