Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : احماض

تلفظ بین المللی : /ˈaːhmˈɑz/ تلفظ :‌ ['a:hm'Az]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معین
  • الایماضات و التشریقات
  • ایماضات و التشریقات
  • قابل اغماض
  • اغماض کردن
  • اغماض کننده
  • اغماض
  • امحاض
  • احماد
  • احمال
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معین

لغت نامه دهخدا

احماض. [ اِ ] ( ع مص ) ترش مَزه گردانیدن. ترشانیدن. || احماض ارض ؛ حمض ناک گردیدن زمین. || احماض اِبل ؛ گیاه شور خوردن شتران. || گیاه شور چرانیدن شتر. || شور و ترش شدن. || بازگردانیدن کسی را از کاری. ( منتهی الارب ). || مزاح کردن. خوشمزگی کردن. مزاح و خوش طبعی کردن.لطیفه گفتن : گاه گاه احماضی رفتی. ( کلیله و دمنه ).

فرهنگ عمید

مزاح کردن.

فرهنگ معین

( اِ ) [ ع . ] (مص ل . ) ۱ - از حالی به حال دیگر گشتن . ۲ - شوخی و مزاح کردن . ۳ - از جدیّت به سستی گراییدن .

کلمات مرتبط

  • الایماضات و التشریقات
  • ایماضات و التشریقات
  • قابل اغماض
  • اغماض کردن
  • اغماض کننده
  • اغماض
  • امحاض
  • احماد
  • احمال
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات