Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : آسیمه سر

تلفظ بین المللی : /ˈɑsimˌeː sˈar/ تلفظ :‌ ['Asim,e: s'aR]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه عمومی
  • اسیمه سر
  • الولد سر ابیه
  • شمس الایمه سرخسی
  • سریه اسامه بن زید
  • آسیمهسر
  • قنات ابینه حیدریه سراوان
  • اسیمه
  • آسیمه
  • اسیمه کردن
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه عمومی

لغت نامه دهخدا

آسیمه سر. [ م َ / م ِ س َ ] (ص مرکب ) آسیمه سار. سرگشته . سرگردان . متحیر : وزآن پس شنیدم یکی بد خبرکزآن نیز بر، گشتم آسیمه سر. فردوسی .ایمه دوران چو من آسیمه سر است نسبت جور بدوران چه کنم ؟ خاقانی . || گیج . پریشان حواس . شیفته گونه . شوریده حال : من بنده که نزدیک تو شعر آرم باشم آسیمه سر و ساده دل و خیره و واله . منوچهری . || مضطرب . مشوش . پریشان خاطر.آشفته : خدنگی بر اسب سپهبد [ طوس ] بزد [ فر...

فرهنگ عمید

= سراسیمه: ◻︎ آسیمه‌سار و سرنگون، او از برون، من از درون / او غرق خوی، من غرق خون، او منتظر من محتضر (قاآنی: ۲۸۵).

فرهنگ معین

( ~. سَ) (ص مر.) نک آسیمه .

دانشنامه عمومی

عنان گسسته


کلمات مرتبط

  • اسیمه سر
  • الولد سر ابیه
  • شمس الایمه سرخسی
  • سریه اسامه بن زید
  • آسیمهسر
  • قنات ابینه حیدریه سراوان
  • اسیمه
  • آسیمه
  • اسیمه کردن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات