وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
مرا هجرت کشد آخر نهانیخوش است آن مرگ از این زندگانیتنم رنجور و جان بیمار، وقت استاگر رحم آوری بر ناتوانیبه مرغان چمن گویند بر منقفس تنگ است از بیهمزبانیتو در چاک گریبان صبح داریدر ازای شب هجران چه دانیشکیبایی ز عشق از عقل دور استکجا از گرگ میآید شبانیبرو پند جوانان گوی ناصحکه پیرم کرد عشق در جوانیسگ کویت مرا پر کرد دنبالچه میخواهد ز یک مشت استخوانیبه جز عارف جفا با کس نکردیتو هم پیداست کز عاجزکُشانی