رحم ای خدای دادگر کردی؟ نکردیابقا به فرزند بشر کردی؟ نکردیبر ما در خشم و غضب بستی؟ نبستیجز قهر اگر کار دگر کردی نکردیطاعون،وبا،قحطی، بگو دنیا بگیردیک مشت جو گر بارور کردی نکردیآتش گرفت عالم ز گور بوالبشر بودصرف نظر گر زین پدر کردی نکردیگیتی و هرچه اندر، ز خشک و تر بسوزانشفقت اگر با خشک و تر کردی نکردییک دفعه عالم بی خبر زیر و زبر کنجنبنده ای را گر خبر کردی نکردیاین راه خیری بُد نهادم پیش پایتبا جبرئیل ار خیر و شر کردی نکردیاین اشرف مخلوق زشت و بی شرف رابا جنس سگ همسر اگر کردی نکردیجز خر کسی تن زیر بار غیر ندهدگر امتی جز شیعه خر کردی نکردیملک کیانی را قجر چون دست خوش کردکوتاه اگر دست قجر کردی نکردیایران هنرور را به ذلت اندر آردعارف اگر کسب هنر کردی نکردی