جنس . [ ج َ ن َ ] (ع مص ) منجمد شدن آب و جز آن . فعل آن از نصر است . (از منتهی الارب ) (از اقرب الموارد).
جنس .[ ج َ ن َ ] (اِ) طفل که بسیار گرید و بسیار چیزها خواهد و چون دهند باز چیز دیگر طلبد. کودک بی آرام که همیشه گرید. که همیشه بهانه گیرد. (یادداشت مؤلف ).
مجموعۀ ویژگیها و ساختارها و صفات و اعمالی که براساس آنها جنسیت یک گیاه یا جانور مشخص میشود
خسیس – بخیل
سرشت
صنف، قبیل
کالا، مالالتجاره، متاع
تیره، سلسله، طایفه، قسم، نوع
۱. کالا، مالالتجاره، متاع
۲. تیره، سلسله، طایفه، قسم، نوع
۳. سرشت
۴. صنف، قبیل
کالا، ژاد، گینه