نور دو چشم کز برم بریده رفته استهیچ نمی رود زدل گرچه زدیده رفته استپای بدامن کفن زان نکشد شهید عشقکز سر مستی جهان دست کشیده رفته استکعبه جان کجا برد بار تعلق خسانیافته ره در آن حرم هر که جریده رفته استهرکه ندیده روی او گر همه کام دیده استعاقبت از جهان چو شد کام ندیده رفته استاز پی آن غزال چین اهلی اگر تو جان دهیکی بکف آریش دگر کز تو رمیده رفته است