ای روی تو رخشندهتر از قبلهٔ زردشتبیروی تو چون زلف تو گوژست مرا پشتعشق تو مرا کشت و هوای تو مرا سوختجور تو مرا خست و جفای تو مرا کشتهر چند همه جور و جفای تو کشیدمهرگز نکنم مهر و وفای تو فرامشتبرخیز و بیا تا ز رخ و زلف تو امشبپر لاله کنم دامن و پر مشک کنم مشت