کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معانی کلمه : یکسانی
تلفظ بین المللی :
/jeksˈɑni/
تلفظ :
[jeks'Ani]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
یکسانیدن
اوتیس الیکسانیان
گروه یکانی
ماتریس یکانی
با خاک یکسان کردن
بطور یکسان
یکسان فرض کردن
یکسان کردن
یکسان
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
مترادف و متضاد
لغت نامه دهخدا
یکسانی. [ ی َ / ی ِ ] ( حامص مرکب )برابری. مساوات. تساوی. استواء. ( یادداشت مؤلف ). یکسان بودن. || اعتدال. ( یادداشت مؤلف ).
فرهنگ عمید
۱. یکسان بودن.
۲. برابری، مشابهت.
مترادف و متضاد
این معنی را بیشتر بخوانید
assimilation (اسم)ادغام، تشبیه، جذب و ترکیب غذا، یکسانیequality (اسم)شباهت، تساوی، یکسانی، برابری، مساواتuniformity (اسم)یکسانی، یکنواختی، یکریختی، متحدالشکلی...
کلمات مرتبط
یکسانیدن
اوتیس الیکسانیان
گروه یکانی
ماتریس یکانی
با خاک یکسان کردن
بطور یکسان
یکسان فرض کردن
یکسان کردن
یکسان
نظرات