Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ یعلول

تلفظ بین المللی : /jaʔˈaluːl/ تلفظ :‌ [ja?'alu:l]
لغت نامه دهخدا
  • یلولنگ
  • یلولیک
  • لزلی یلولس
  • زعلول
  • معلول
  • معلول شکل
  • معلول کردن
  • معلولات
  • معلولیت
لغت نامه دهخدا

لغت نامه دهخدا

یعلول. [ ی َ ] ( ع اِ ) پارگین سپید صاف راست روان. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). الغدیر الابیض المطرد. ( اقرب الموارد ). || شبنم. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). || غورهای آب. ( منتهی الارب ). حباب آب. ( آنندراج ). ژاله. سوارک آب. ج ،یعالیل. ( مهذب الاسماء ). || ابر سفید. || باران پی درپی یکدیگر. ج ، یعالیل. || جامه دوباره رنگ کرده. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ).

کلمات مرتبط

  • یلولنگ
  • یلولیک
  • لزلی یلولس
  • زعلول
  • معلول
  • معلول شکل
  • معلول کردن
  • معلولات
  • معلولیت
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات