معانی کلمه : یدک کشی
لغت نامه دهخدا
یدک کشی. [ ی َ دَک ْ ک َ / ک ِ ] ( حامص مرکب ) عمل و شغل یدک کش. یدک کشیدن. ( یادداشت مؤلف ). به همراه یا به دنبال بردن اسب سوار اسبی دیگر یا دوچرخه سوار دوچرخه دیگر یا اتومبیل سوار اتومبیل دیگر را. و رجوع به یدک کشیدن شود.
دانشنامه عمومی
مترادف و متضاد
tow (اسم)
زنجیر، طناب، دوتا، یدک کش، یدک کشی
towage (اسم)
کشش، یدک کشی، عوارض یدک کشی
