Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : یاور

تلفظ بین المللی : /jˈɑvar/ تلفظ :‌ [j'AvaR]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه عمومیفرهنگ اسم هامترادف و متضادواژه نامه بختیاریکافرهنگستان زبان و ادب
  • یاور تورنگ
  • یاور صالحی
  • یاور همدانی
  • گشت اینترنت یاور
  • گشت نامۀ یاور
  • زن یاور
  • ویروس یاور
  • خرد یاور
  • بی یاور
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه عمومیفرهنگ اسم هامترادف و متضادواژه نامه بختیاریکافرهنگستان زبان و ادب

لغت نامه دهخدا

یاور. [ وَ ] ( ص ، اِ ) یاری دهنده و مددکار. ( برهان ). مددکار. ( آنندراج ). یاری ده. ( شرفنامه منیری ). معین و یاری دهنده و اعانت کننده و معاون و مددکار و دوست و موافق. ( ناظم الاطباء ). ناصر. نصیر. ولی. یار. ظهیر : وزان پس چنین گفت کای یاوران پلنگان جنگی و نام آوران.فردوسی.به ایران مرا کار از این بهتر است همم کردگار جهان یاور است.فردوسی.که بیچارگان را همی یاوری به نیکی بهر داوران داوری.فردوسی.هم...

فرهنگ عمید

افسر ارتش بالاتر از سروان؛ سرگرد.

یارور؛ یاری‌ور؛ مددکار؛ یاری‌دهنده.

قطعه‌چوب یا فلزی که با آن چیزی را در هاون بکوبند؛ دستۀ هاون: ◻︎ قَدَر از سر گرز او ساخت یاور / قضا از سر خصم او کرد هاون (نزاری: مجمع‌الفرس: یاور).

یارور، یاری ور، مددکار، یاری دهنده.افسر ارتش بالاتر از سروان، سرگرد.قطعه چوب یا فلزی که با آن چیزی را در هاون بکوبند، دستۀ هاون: قَدَر از سر گرز او ساخت یاور / قضا ...

فرهنگ معین

(وَ) (ص .) یاری دهنده ، پشتیبان .

( ~.) (اِ.) درجة نظامی که سابقاً در ارتش معمول بود و به جای آن سرگرد برگزیده شد.

( ~. ) (اِ. ) درجة نظامی که سابقاً در ارتش معمول بود و به جای آن سرگرد برگزیده شد.
(وَ ) (ص . ) یاری دهنده ، پشتیبان .

دانشنامه عمومی

دستۀ هاون.

یاور ممکن است به یکی از موارد زیر اشاره داشته باشد:یاور (تله فیلم)یاور (فیلم)wiki: عباس کسایی و نویسندگی مازیار بازیاران محصول سال ۱۳۵۳ است.رضا بیک ایمانوردیآرامحسین گیلطاهره غفاریاحمد معینینادیاجواد تقدسیپروین سلیمانینریمان شیری فردعلی شعاعیجواد روشناییعباس مختاریمهدی فخیم زادهیاور (رضا بیک ایمانوردی)، رانندهٔ کامیون، مریم (آرزو غفاری) را که در چاه سقوط کرده نجات می دهد، و با برا...

فرهنگ اسم ها

(تلفظ: yāvar) یاری دهنده ، کمک کننده .

اسم: یاور (پسر) (فارسی) (تلفظ: yāvar) (فارسی: ياور) (انگلیسی: yavar)
معنی: یاری دهنده، دوست، پشتیبان، حامی، کمک کننده

مترادف و متضاد

سرگرد

پشتیبان، حامی، دستگیر، دستیار، ظهیر، کمک، مددکار، معاون، معاضد، معین، ناصر، نجده، نصیر، یار

۱. پشتیبان، حامی، دستگیر، دستیار، ظهیر، کمک، مددکار، معاون، معاضد، معین، ناصر، نجده، نصیر، یار
۲. سرگرد

collaborator (اسم)هم دست، یاورaid (اسم)هم دست، کمک، یاری، یاور، حمایت، مساعدت، مددکار، معونتhelper (اسم)هم دست، کمک، یار، یاور، معین، معاونassistant (اسم)کمک، دستیار، یاور، م...

واژه نامه بختیاریکا

بنگ رس
دِلَک گر

فرهنگستان زبان و ادب

{adjuvant} [پزشکی] ماده ای که همراه با ماده ای دیگر برای کمک به فعالیت آن به کار رود
{escort} [گردشگری و جهانگردی] شخصی که گشت را از مبدأ تا مقصد به عنوان راهنما یا حلاّل مشکلات همراهی می کند

کلمات مرتبط

  • یاور تورنگ
  • یاور صالحی
  • یاور همدانی
  • گشت اینترنت یاور
  • گشت نامۀ یاور
  • زن یاور
  • ویروس یاور
  • خرد یاور
  • بی یاور
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات