Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : بی یاور

تلفظ بین المللی : /biːˈɑvar/ تلفظ :‌ [bi:'AvaR]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • بی یار
  • تو بی یاردن
  • گشت بایاور
  • بایاور
  • بالا بییاردن
  • تاب بییاردن
  • جیروبیر در بییاردن
  • تیمه بییاردن
  • چم بییاردن
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

بی یاور. [ وَ ] ( ص مرکب ) بی کمک. بی معین. بی مددکار :
دنیا خطر ندارد یک ذره
سوی خدای داور بی یاور.
ناصرخسرو.
در آن حیرت آباد بی یاوران
زدم قرعه بر نام نام آوران.
نظامی.
رجوع به یاور شود.

فرهنگ فارسی

بی کمک ٠ بی معین ٠ بی مددکار

کلمات مرتبط

  • بی یار
  • تو بی یاردن
  • گشت بایاور
  • بایاور
  • بالا بییاردن
  • تاب بییاردن
  • جیروبیر در بییاردن
  • تیمه بییاردن
  • چم بییاردن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات