کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی کلمه : یادداشت کردن
تلفظ بین المللی :
/jˈɑddɑʃt kˈardan/
تلفظ :
[j'AddASt k'aRdan]
پیمایش سریع
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
تذکاریه یادداشت کردن
یادداشت
یادداشت ته صفحه
یادداشت عاشقانه
یادداشت مختصر
یادداشت نوشتن
یادداشت ها
یادداشت های دکتر قاسم غنی
یادداشت های زیرزمینی
مترادف و متضاد
مترادف و متضاد
این معنی را بیشتر بخوانید
note (فعل)توجه کردن، ذکر کردن، یادداشت کردن، ملاحظه کردن، ثبت کردن، بخاطر سپردن، تذکاریه یادداشت کردن، نوت موسیقی نوشتنcomment (فعل)تفسیر نوشتن، تعبیر کردن، یادداشت کردن، تقریظ نوشتنset down (فعل)نوشتن، یادداشت کردن، پیاده کردن، نشاندن، بزمین گذاشتن...
کلمات مرتبط
تذکاریه یادداشت کردن
یادداشت
یادداشت ته صفحه
یادداشت عاشقانه
یادداشت مختصر
یادداشت نوشتن
یادداشت ها
یادداشت های دکتر قاسم غنی
یادداشت های زیرزمینی
نظرات