(پس .) دارای معنی قبول فعل : بنیاد، فریاد، زامیاد.
(اِ.) 1 - حافظه ، ذهن . 2 - آموزش ، تعلیم . 3 - بیداری . 4 - اندیشه ، فکر. 5 - خاطر. ؛ ~ کسی دادن کسی را آموزس دادن .
(تلفظ: yād) حافظه ، خاطره ، یادآوری ؛ (درقدیم) بر زبان آوردن نام خدا ، ذکر ؛ (در قدیم) بر زبان یا به قلم آوردن نام کسی ، ذکر نام ؛ (در قدیم) بیداری .
تکیه ای: vir
طاری: vir
طامه ای: vir
طرقی: vir
کشه ای: vir
نطنزی: vir
حافظه
خاطره
یادبود
آموزش، تعلیم
اندیشه، خاطر، فکر
ذکر، یادآوری، یادکرد ≠ فراموشی
۱. ذکر، یادآوری، یادکرد
۲. حافظه
۳. آموزش، تعلیم
۴. خاطره
۵. اندیشه، خاطر، فکر
۶. یادبود، ≠ فراموشی