( یادآوردن ) یادآوردن. [ وَ دَ ] ( مص مرکب ) بخاطر آوردن و متذکر شدن. ( ناظم الاطباء ). فراموش شده ای را دوباره بخاطر آوردن. تذکر. تذکار. تذکره. اذکار. ادکار. ذکری. ذُکر : یاد آری و دانی که تویی زیرک و نادان ور یاد نیاری تو سگالش کن و یادآر.رودکی.یادت آور پدرْت را که مدام گه پلنگمْش بذی و گه خنجک.معروفی.یاد نیاری بهر بهاری جدت توبره برداشتی شدی به سماروغ.منجیک.نگه کن که تا چون بود باورم چو کردارها...
فرهنگ معین
( یاد آوردن ) (وَ دَ ) (مص م . ) به خاطر آوردن ، متذکر کردن .