Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ گیرنگ

تلفظ بین المللی : /ɡˈiranɡ/ تلفظ :‌ [g'iRang]
لغت نامه دهخدا
  • قنات گیرنگ بیرجند
  • جلو گیرنگه
  • رمزگذاری گیرنده انکارپذیر
  • سبقت گیرنده
  • فاصلۀ گیرنده ها
  • فرستنده ـ گیرنده
  • گرنگ
  • گورنگ
  • گلرنگ
لغت نامه دهخدا

لغت نامه دهخدا

گیرنگ. [ رَ ] ( اِخ ) نام قصبه ای باشد ازاعمال باورد و آن بلده ای است از خراسان. ( برهان قاطع ) ( فرهنگ جهانگیری ) ( فرهنگ شعوری ) ( صحاح الفرس ) ( آنندراج ) ( غیاث اللغات ) ( ناظم الاطباء ). قاضی آنجا در بزرگی نره ضرب المثل بوده. ( ناظم الاطباء ) : حبذا...ر قاضی گیرنگ آنکه دارد ز سنگ خارا ننگ.انوری.یاقوت نویسد: معرب آن جیرنج است و آن شهر کوچکی است از نواحی مرو که پیش از حمله مغول آن شهر را دیده ا...

کلمات مرتبط

  • قنات گیرنگ بیرجند
  • جلو گیرنگه
  • رمزگذاری گیرنده انکارپذیر
  • سبقت گیرنده
  • فاصلۀ گیرنده ها
  • فرستنده ـ گیرنده
  • گرنگ
  • گورنگ
  • گلرنگ
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات