Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : گلرنگ

تلفظ بین المللی : /ɡˈolranɡ/ تلفظ :‌ [g'olRang]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیفرهنگ اسم هامترادف و متضاد
  • گلرنگ زعفرانی
  • بور گلرنگ
  • پیر گلرنگ
  • گروه صنعتی گلرنگ
  • گرنگ
  • گورنگ
  • گلخنگان
  • گلسنگ
  • گلنگبین
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیفرهنگ اسم هامترادف و متضاد

لغت نامه دهخدا

گلرنگ . [ گ ُ رَ ] (اِخ ) نام اسب رستم است : || نام اسب فریدون : برآمد چو باد دمان از برش بشد تیز گلرنگ زیر اندرش . فردوسی .سرش تیز شد کینه و جنگ رابه آب اندر افکند گلرنگ را. فردوسی . || نام اسب فریبرز : چو دیدش درآمد ز گلرنگ زیرهم از پشت شبرنگ شاه دلیر.فردوسی ....

فرهنگ عمید

به رنگ گل، هم رنگ گل سرخ، گل فام.

فرهنگ معین

(گُ. رَ ) (ص مر. ) به رنگ گل ، سرخ رنگ .

دانشنامه آزاد فارسی

گیاهان متعلق به جنس Carthamus از تیرۀ کاسنی (مرکبان). گونۀ معروف این جنس، C. tinctorius است. این گیاه، یک ساله یا دوساله، با ساقه ای به ارتفاع ۶۰ سانتی متر، برگ های دندانه دار و خاردار و گل های لوله ای زرد مایل به قرمز و نارنجی شونده است. ظاهراً منشأ اولیۀ آن در عربستان بوده است. از گل های لوله ای این گیاه، دو ماده، یکی زردرنگ و دیگری قرمزرنگ به نام کارتامین می گیرند که در رنگرزی کاربرد دارند. این...

فرهنگ فارسی

لقبی است اسب رستم را ( گلرخش ) : [ سرش تیز شد کینه و جنگ را به آب اندر افکند گلرنگ را . ] ( فردوسی )برنگ گل ( سرخ ) احمر : تا بیاقوت تنک رنگ بماند گل سرخ تا به بیجاد. گلرنگ بماند گل نار ... ( فرخی ) یا پیر گلرنگ حافظ گوید : پیر گلرنگ من اندر حق از رق پوشان رخصت خبث نداد ارنه حکایتها بود . ( حافظ ) مرحوم دهخدا در حاشی. دیوان حافظ چاپ قزوینی در مورد گلرنگ نوشته اند : بگمان من یکرنگ است : غلام همت در...

دانشنامه عمومی

گلرنگ (کاجیره، هِچْک، کافشه) که در بعضی از استان های جنوبی مانند بلوچستان و سیستان هِچْک ودر کرمان گل خشت نیز نامیده می شود (نام علمی: Carthamus tinctorius) بومی ایران است و در حال حاضر در بیشتر نقاط دنیا کشت می شود. گیاهی است یکساله که ارتفاع آن به حدود ۶۰ سانتیمتر می رسد. برگ های آن پهن، دندانه دار و بدون دمبرگ می باشد. رگبرگ ها در قسمت زیرین برگ کاملاً نمایان است. گل های آن منفرد، لوله ای و به ...

فرهنگ اسم ها

(تلفظ: gol rang) گلِ رنگ ؛ به رنگ گل سرخ ، سرخ ؛ (به مجاز) زیبا رو .

اسم: گلرنگ (دختر) (فارسی) (تاریخی و کهن، گل) (تلفظ: gol rang) (فارسی: گلرنگ) (انگلیسی: gol rang)
معنی: به رنگ گل، هم رنگ گل سرخ، گل فام، ( مجاز ) زیبارو، گلِ رنگ، به رنگ گل سرخ، سرخ

مترادف و متضاد

احمر، سرخ، گل‌فام، گلگون

safflower (اسم)
گاجره، گل رنگ، کافشه، کافیشه

کلمات مرتبط

  • گلرنگ زعفرانی
  • بور گلرنگ
  • پیر گلرنگ
  • گروه صنعتی گلرنگ
  • گرنگ
  • گورنگ
  • گلخنگان
  • گلسنگ
  • گلنگبین
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات