معانی کلمه : گیاه زراعی
فرهنگ فارسی
گیاهی که در مقیاس بزرگ به دست انسان برای استفاده از میوه و دانه و الیاف و ریشه و گل کشت میشود
فرهنگستان زبان و ادب
{crop , crop plant} [کشاورزی-زراعت و اصلاح نباتات] گیاهی که در مقیاس بزرگ به دست انسان برای استفاده از میوه و دانه و الیاف و ریشه و گل کشت می شود
