معانی کلمه : گیاه
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
هر رستنی که از زمین بروید، علف، نبات.
فرهنگ معین
[ په . ] (اِ. ) هر رستنی که از زمین بروید.
دانشنامه آزاد فارسی
فرهنگ فارسی
دانشنامه عمومی
جلبک سبز
سبزتباران
سنگ خزه تباران
رویان داران (embryophytes)
†Nematophytes
گیاهان گروه بزرگی از گونه های زنده شامل موجوداتی مانند درختان، علف، سرخس ها و خزه گیان است.
سبزتباران
سنگ خزه تباران
رویان داران (embryophytes)
†Nematophytes
گیاهان گروه بزرگی از گونه های زنده شامل موجوداتی مانند درختان، علف، سرخس ها و خزه گیان است.
wiki: گیاه
مترادف و متضاد
بوته
رستنی، سبزه، علف، نامی، نبات
۱. رستنی، سبزه، علف، نامی، نبات
۲. بوته
