Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : گیاه خوردن

تلفظ بین المللی : /ɡˈiːɑːh xˈordan/ تلفظ :‌ [g'i:A:h x'oRdan]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • گیاه خوردنی
  • گیا خوردن
  • گیاه خورد
  • تحقیقات گیاه شناسی بعمل اوردن
  • خورد گاه
  • گواه اوردن
  • گواه آوردن
  • باندیکوت خاردار گینه نو
  • گیاه
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

گیاه خوردن. [ خوَرْ / خُرْ دَ ] ( مص مرکب ) یا گیاخوردن. خوردن نبات و علف خوردن. چریدن :
گیا گر خورد جانور باک نیست
چرا جانور جانور را چراست.
منوچهری.
گفت درویش من نخواهم چیز
من توانم گیاه خوردن نیز.
مکتبی.
تَبَقﱡل ؛ گیاه خوردن. ( دهار ) ( منتهی الارب ).

فرهنگ فارسی

( مصدر ) اکل نبات خوردن رستنیها .

کلمات مرتبط

  • گیاه خوردنی
  • گیا خوردن
  • گیاه خورد
  • تحقیقات گیاه شناسی بعمل اوردن
  • خورد گاه
  • گواه اوردن
  • گواه آوردن
  • باندیکوت خاردار گینه نو
  • گیاه
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات