معانی کلمه : گوهر افشاندن
لغت نامه دهخدا
گوهر افشاندن. [ گ َ / گُو هََ اَ دَ ] ( مص مرکب ) گوهر پاشیدن. فروریختن گوهر بر کسی یا بر چیزی. پخش کردن گوهر :
جهان آفرین را همی خواندند
بر آن موبدان گوهر افشاندند.مرا مشتری هست گوهرشناس
همان گوهر افشاندن بی قیاس.
جهان آفرین را همی خواندند
بر آن موبدان گوهر افشاندند.مرا مشتری هست گوهرشناس
همان گوهر افشاندن بی قیاس.
فرهنگ فارسی
( مصدر ) فرو ریختن گوهر نثار کردن جواهر : جهان آفرین را همی خواندند بران موبدان گوهر افشاندند .
