Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : گوهر اما ی

تلفظ بین المللی : /ɡˈoːhar ˈammˌɑje/ تلفظ :‌ [g'o:haR 'amm,Aje]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • گوهر ارا ی
  • گهر ارا ی
  • گومر پایل یو اس ام سی
  • گهر امای
  • گوهرآمای
  • گوهر اما
  • گوهرآما
  • ارا گولر
  • اچ ام اس گور
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

( گوهرآمای ) گوهرآمای. [ گ َ / گُو هََ ]( نف مرکب ) از گوهر + آمای ، نعت فاعلی از آماییدن به معنی پر کردن و آراستن باشد. آراسته به گوهر. پرکننده به گوهر. || آنکه مروارید و جوهر را به رشته میکشد. || آنکه نیکو حکم میکند. ( ناظم الاطباء ). || هستی بخش. ( بهار عجم ) ( آنندراج ). هستی دهنده. موجد. خالق. آفریدگار : تویی گوهرآمای چار آخشیج مسلسل کن گوهران در مزیج.نظامی ( از بهار عجم ).گوهرآمای گنج خانه ر...

فرهنگ فارسی

( گوهر آما ی ) ( صفت ) ۱ - آنکه مروارید و دیگر جواهر را برشته کشد : گوهر آمای گنج خان. راز گنج گوهر چنین گشاید باز . ( نظامی ) ۲ - آنکه سخن نیکو برشت. نظم در آورد . ۳ - آنکه نیکو حکم کند . ۴ - آنکه هستی بخشد خالق : تویی گوهر آمای چار آخشیج مسلسل کن گوهران در مزیج . ( نظامی )

کلمات مرتبط

  • گوهر ارا ی
  • گهر ارا ی
  • گومر پایل یو اس ام سی
  • گهر امای
  • گوهرآمای
  • گوهر اما
  • گوهرآما
  • ارا گولر
  • اچ ام اس گور
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات