معانی کلمه : گنجه
لغت نامه دهخدا
گنجه . [ گ َ ج َ / ج ِ ] (اِخ ) از نواحی لرستان است میان خوزستان و اصفهان . (از معجم البلدان ).
فرهنگ عمید
دولابچه، اشکاف.
فرهنگ معین
(گَ جِ ) (اِ. ) اشکاف ، قفسه ، کمد کوچک .
دانشنامه آزاد فارسی
فرهنگ فارسی
دهی است از دهستان ورزق بخش داران شهرستان فریدن ( اصفهان ) واقع در ۱۱ کیلومتری شمال باختر داران جلگه و سردسیر دارای ۱۶۳۶ تن سکنه محصول غله بنشن صنعت دستی قالی بافی .
( اسم ) اشکاف دولاب قفسه .
قصبه این ناحیه را گنجه گویند به مسافت بیست و چهار فرسخ از بهبهان دور افتاده است .
( اسم ) اشکاف دولاب قفسه .
قصبه این ناحیه را گنجه گویند به مسافت بیست و چهار فرسخ از بهبهان دور افتاده است .
دانشنامه عمومی
گویش مازنی
خوک کوچک – بچه ی خک
/ganje/ خوک کوچک – بچه ی خک
مترادف و متضاد
اشکاف، دولاب، قفسه
