معانی کلمه : اصفهان
لغت نامه دهخدا
اصفهان . [ اَ ف َ ] (اِخ ) نام محلی در کنار راه تبریز و مراغه میان سردرد و لایجان ، در 14500 متری تبریز.
فرهنگ عمید
۱. گوشه ای در دستگاه های ماهور و نوا.
۲. از شعبه های بیست وچهارگانۀ موسیقی ایرانی: به یاد مجلس خسرو چو برکشد مطرب / گهی عراق زند گاهی اصفهان گیرد (حافظ: ۱۰۳۵ ).
۲. از شعبه های بیست وچهارگانۀ موسیقی ایرانی: به یاد مجلس خسرو چو برکشد مطرب / گهی عراق زند گاهی اصفهان گیرد (حافظ: ۱۰۳۵ ).
دانشنامه آزاد فارسی
فرهنگ فارسی
دانشنامه عمومی
نقل قول
دانشنامه اسلامی
فرهنگ فارسی ساره
اسپهان، اسپاهان
