معانی کلمه : گلودرد
لغت نامه دهخدا
گلودرد. [ گ ُ / گ َ دَ ] ( اِ مرکب ) درد گلو. ناراحتی در گلو :
گلودرد آفاق را از عیار
لعابی زجاجی دهد روزگار.
گلودرد آفاق را از عیار
لعابی زجاجی دهد روزگار.
فرهنگ فارسی
اصطلاحی قدیمی برای هرنوع درد در گلو
( اسم ) عارض. درد گلو و عسرالبلع و عسر النفس آنژین .
دانشنامه عمومی
مترادف و متضاد
sore throat (اسم)
گلو درد، گلودرد
angina (اسم)
انژین، گلو درد، ورم گلو
فرهنگستان زبان و ادب
{angina} [پزشکی] اصطلاحی قدیمی برای هرنوع درد در گلو
