معانی کلمه : گلو
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
قسمت عقب دهان که از بالا به دهان و از طرف پایین به مری و قصبة الریه اتصال دارد، حلق.
فرهنگ معین
(گِ یا گَ ) (اِ. ) ۱ - قسمت جلوی گردن ، مجرای غذا و هوا در درون گردن ، حلق . ۲ - لوله یا مجرای باریکی که یک مخزن را به دهانه پیوند می دهد (فنی ). ، ~پیش چیزی (کسی ) گیر کردن (کن . ) سخت خواهان آن کس بودن .
دانشنامه آزاد فارسی
فرهنگ فارسی
دانشنامه عمومی
گَلُوْ؛ کسی که عقلش درست کار نمی کند، یعنی نابخرد.
گویش اصفهانی
تکیه ای: nâ
طاری: nâ
طامه ای: nâ
طرقی: nâ
کشه ای: nâ
نطنزی: nâ
