معانی کلمه : گلریز
لغت نامه دهخدا
گلریز. [ گ ُ ] (اِ مرکب ) نام آهنگی است در دستگاه شور در موسیقی . رجوع به آهنگ شود.
فرهنگ عمید
۱. (موسیقی ) گوشه ای در دستگاه شور.
۲. (صفت ) [قدیمی] گل ریزنده، گل افشان.
۲. (صفت ) [قدیمی] گل ریزنده، گل افشان.
فرهنگ معین
( ~ . ) ۱ - (ص فا. ) گل افشان . ۲ - (اِ. ) پارچه ای که در آن گل های سرخ بافته باشند. ۳ - نام آهنگی است در دستگاه شور در موسیقی .
فرهنگ فارسی
دانشنامه عمومی
فرهنگ اسم ها
(تلفظ: golriz) (در موسیقی ایرانی) گوشهای در دستگاه شور؛ (در قدیم) دارای نقش گل ، به ویژه گلسرخ ؛ (در قدیم) (به مجاز) ریزندهی پارههای آتش ؛ نوعی آتش بازی .
مترادف و متضاد
شکوفهباران، گلافشان، گلباران
