معانی کلمه : گلدان
فرهنگ عمید
۱. ظرف سفالی یا پلاستیکی دهان گشاد که در آن بوتۀ گل را می کارند.
۲. ظرفی فلزی، چینی، یا بلوری که در آن دستۀ گل می گذارند.
۲. ظرفی فلزی، چینی، یا بلوری که در آن دستۀ گل می گذارند.
فرهنگ معین
( ~ . ) (اِ. ) ۱ - ظرفی دهان گشاد برای کاشتن و عمل آوردن گل . ۲ - چنین ظرفی با گل های داخل آن . ۳ - ظرفی برای گذاشتن شاخه های گل در آن .
دانشنامه آزاد فارسی
فرهنگ فارسی
( اسم ) ۱ - ظرفی که در آن گل جا دهند . ۲ - ظرفی که در آن ادرار کنند شاشدان گمیزدان .
از جمله قرائ معتبر خرم آباد است .
از جمله قرائ معتبر خرم آباد است .
دانشنامه عمومی
نقل قول
گُلدان ظرفی است که در آن گل یا دیگر گیاهان کشت و نمایش داده می شود.
• عاشق و مجنونت شدم نخونده مهمونت شدم//کلی پریشونت شدم اما بازم نیومدی• بخشی از ترانه قدیمی گل گلدون از فرهاد شیبانیگل بی گلدون
• عاشق و مجنونت شدم نخونده مهمونت شدم//کلی پریشونت شدم اما بازم نیومدی• بخشی از ترانه قدیمی گل گلدون از فرهاد شیبانیگل بی گلدون
wikiquote: گلدان
