Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : گلدان

تلفظ بین المللی : /ɡˈoldɑn/ تلفظ :‌ [g'oldAn]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومینقل قولمترادف و متضاد
  • گلدان فشرده
  • گلدان ادرار
  • گلدان جایزه مسابقات
  • گلدان نقره و غیره
  • گلدان نمایش نامه
  • گلدان با موجود دو شاخ
  • گلدان نقره ای
  • گلدان ها و افتاب
  • گلدان های شکسته
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومینقل قولمترادف و متضاد

لغت نامه دهخدا

گلدان . [ گ ُ ] (اِخ ) از جمله قرای معتبر خرم آباد است . رجوع به جغرافیای غرب ایران ص 77 و 299 شود.

گلدان . [ گ ُ ] (اِ مرکب ) ظرفی که گلها را دسته بسته در آن نهند، از عالم نرگسدان . (آنندراج )...

فرهنگ عمید

۱. ظرف سفالی یا پلاستیکی دهان گشاد که در آن بوتۀ گل را می کارند.
۲. ظرفی فلزی، چینی، یا بلوری که در آن دستۀ گل می گذارند.

فرهنگ معین

( ~ . ) (اِ. ) ۱ - ظرفی دهان گشاد برای کاشتن و عمل آوردن گل . ۲ - چنین ظرفی با گل های داخل آن . ۳ - ظرفی برای گذاشتن شاخه های گل در آن .

دانشنامه آزاد فارسی

ظرفی معمولاً سفالی و دهان گشاد برای کاشتن، گذاشتن و نگهداشتن گل ها و گیاهان. شکل بدنه و اندازۀ این ظرف متنوع، و گردن آن گاه به سادگی از بدنه قابل تشخیص است. قطر دهانۀ آن کمتر از قطر بدنه، و گاهی نیز دهانه از بدنه بزرگ تر و قطورتر است. گلدان های دسته دار نیز ساخته می شود. جنس آن ها از گذشته تاکنون از سفال، شیشه، بلور، فلزات، چینی یا جنس های دیگر بوده است. گل و گیاهان را درون خاکِ ریخته شده در گلدان...

فرهنگ فارسی

( اسم ) ۱ - ظرفی که در آن گل جا دهند . ۲ - ظرفی که در آن ادرار کنند شاشدان گمیزدان .
از جمله قرائ معتبر خرم آباد است .

دانشنامه عمومی

گلدان نام ظرفی است که معمولاً در آن گل یا گیاه قرار می دهند. ظرفی که گلها را دسته بسته در آن نهند. ظرف سفالین یا چینی و جز آن که در آن گلهای زمینی یا معطر کارند یا گلهای زینتی یا معطر از شاخ بریده نهند.بعضی از گلدانها کاربرد تزئینی دارند و بر روی آنها طرحها و نقشهای زیبایی کشیده شده است. گلدانها از مواد و جنس های مختلفی ساخته میشوند که تاریخ و زمان و مکان و فرهنگ و دین نقش عمده ایی در آن دارد , گِ...

نقل قول

گُلدان ظرفی است که در آن گل یا دیگر گیاهان کشت و نمایش داده می شود.
• عاشق و مجنونت شدم نخونده مهمونت شدم//کلی پریشونت شدم اما بازم نیومدی• بخشی از ترانه قدیمی گل گلدون از فرهاد شیبانیگل بی گلدون
wikiquote: گلدان

مترادف و متضاد

pot (اسم)قابلمه، دیگ، سبو، گلدان، کتری، دیگچه، قوری، اب پاش، ماری جوانا وسایرمواد مخدره، هر چیز برجسته و دیگ مانندvase (اسم)ظرف، گلدان، گلدان نقره و غیرهurn (اسم)کوزه، گلدانjardiniere (اسم)گلدان، جعبه گلدان...

کلمات مرتبط

  • گلدان فشرده
  • گلدان ادرار
  • گلدان جایزه مسابقات
  • گلدان نقره و غیره
  • گلدان نمایش نامه
  • گلدان با موجود دو شاخ
  • گلدان نقره ای
  • گلدان ها و افتاب
  • گلدان های شکسته
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات