Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : گل

تلفظ بین المللی : /ɡˈol/ تلفظ :‌ [g'ol]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومینقل قولگویش مازنیفرهنگ اسم هاگویش اصفهانیمترادف و متضادفرهنگ فارسی سارهواژه نامه بختیاریکافرهنگستان زبان و ادب
  • گَل
  • گل آفتابیان
  • گل آهن
  • گل آوار
  • گل اباد
  • گل اباد بالا
  • گل ابر
  • گل ابریشم
  • گل اتشی
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومینقل قولگویش مازنیفرهنگ اسم هاگویش اصفهانیمترادف و متضادفرهنگ فارسی سارهواژه نامه بختیاریکافرهنگستان زبان و ادب

لغت نامه دهخدا

گل . [ گ ُ ] (اِ) سپیدی که بر ناخن افتد. فوفه . (زمخشری ).

گل . [ گ ُ ] (اِخ ) (چشمه ٔ...) در ناحیه جاوی از بلوک ممسنی و در نیم فرسخی شمالی چوگان واقع است . (فارسنامه ٔ ناصری ).

گل . [ گ ُ ] (انگلیسی ، اِ) دروازه ٔ فوتبال .- گل زدن ؛ توپ را وارد دروازه ٔ حریف کردن . گل کردن .- گل شدن ؛ وارد شدن توپ به دروازه ٔ حر...

فرهنگ عمید

گلو؛ گردن.

۱. وارد شدن توپ به دروازۀ حریف یا در حلقۀ بسکتبال.
۲. دروازه.

۱. خاک مخلوط با آب.
۲. خاک قبر.
۳. [قدیمی] خاک.
۴. [قدیمی، مجاز] ذات؛ سرشت.
⟨ گل‌ سفید: نوعی سنگ ‌آهک به ‌رنگ سفید که گاهی به‌واسطۀ وجود مواد خارجی به‌ رنگ زرد یا سبز یا خاکستری است و هرگاه آن ‌را در کوره حرارت بدهند و بعد بگذارند سرد شود، تبدیل به آهک می‌گردد.

۱. (زیست‌شناسی) ا...

فرهنگ معین

(گَ) (اِ.) (عا.) گردن ، گلو.

باقالی (گُ) (ص .) دارای خال ها یا لکه های رنگی در یک زمینة مشخص .

(گِ) [ په . ] (اِ.) خاک آمیخته با آب . ؛ در جایی را ~گرفتن کنایه از: جایی را یک باره تعطیل کردن .

( ~ .) [ انگ . ] (اِ.) 1 - دروازه ، در بازی هایی مانند فوتبال ، جایی که باید توپ داخل آن شود تا امتیاز به دست بیاید. 2 - امتیازی که پس از عبور توپ از دروازه یا سبد یک تیم به تیم مقابل ...

دانشنامه آزاد فارسی

گل (flower)واحد تولیدمثلی گیاه نهاندانه یا گیاه گل دار. معمولاً از چهار حلقه برگ های تغییرشکل یافته تشکیل می شود: کاسبرگ، گلبرگ ، پرچم، و برچه. این اجزا روی محوری مرکزی (نهنج) قرار می گیرند. تنوع بسیار در اندازه، رنگ، تعداد، و آرایش این اجزا با روش گرده افشانی ارتباط نزدیک دارد. گل های سازش یافته برای گرده افشانی با باد معمولاً دارای گلبر گ ها و کاسبرگ های تحلیل رفته یا فاقد این اجزایند و کلاله ها...

فرهنگ فارسی

(ورزش) دروازه

مخلوط آب و خاک نرم

گل

(عامیانه) گلو، گردن، قسمت بالا

(گیاه‌شناسی) اندام زایشی گیاهان گلدار، ورد

(ورزش) امتیاز به‌دست آمده از وارد کردن توپ در دروازه

شارل د معروف به دو گل ژنرال نویسنده نظامی سیاستمدار و رئیس جمهور فرانسه ( و . لیل ۱۸۹٠ ف. ۱۹۷٠ م . ) . وی فرمانده یک هنگ زره پوش در جنگ دوم جهانی بود و پس از شکست فرانسه در سال ۱...

دانشنامه عمومی

گَلْ:(gal) در گویش گنابادی یعنی ورز دادن گِلْ با پا ، چرخاندن ، دور دادن || گَلَ:(gala) در گویش گنابادی یعنی دهان

گُل یا شکوفه ساختار زایشی در گیاهان گل دار یا نهان دانه است. کارکرد زیست شناختی گل به هم رسانیدن یاختهٔ زایشی نر (اسپرم) و یاخته زایشی ماده (تخم) است. این فرایند با گرده افشانی توسط حشرات آغاز و پس از لقاح به تشکیل دانه می انجامد. گل ها برای روحیه انسان بسیار مؤثر هستند.نبوگل را ...

نقل قول

گل• «آن کس که میل به مال اندوزی دارد، باید از زنبور عسل سرمشق گیرد. او بدون اینکه گل را پرپر کند به جمع آوری عسل می پردازد. تو نیز ثروت خویش را بدون نابودی منبع آن، کسب کن! آنگاه اندوخته تو بیش از پیش افزایش خواهد یافت.» -> گوتاما بودا• «آن که همیشه شاگرد می ماند آموزگار خود را پاداشی به سزا نمی دهد. چرا تاج گل های مرا از سر نیفکندید؟» -> فریدریش نیچه• «اسلحه را با بوسه و گلوله را با گل نمیتوان نا...

گویش مازنی

آب بند

۱موش درشت اندام ۲بار دفعه

/gal/ موش درشت اندام - بار دفعه & آب بند & گل

فرهنگ اسم ها

اسم: گل (دختر) (اوستایی، پهلوی)
معنی: نام زنی در منظومه ویس و رامین

گویش اصفهانی

تکیه ای: gol
طاری: gol
طامه ای: gol
طرقی: gol
کشه ای: gol
نطنزی: gol

تکیه ای: gel
طاری: gel
طامه ای: gel
طرقی: gel
کشه ای: gel
نطنزی: gel

مترادف و متضاد

داغ

جدا، زمین

لای، لجن، وحل

زهر، ورد ≠ خار

تراب، خاشاک، خاک، طین، غبرا

۱. زهر، ورد
۲. داغ ≠ خار

۱. تراب، خاشاک، خاک، طین، غبرا
۲. جدا، زمین
۳. لای، لجن، وحل

mud (اسم)افترا، گل، لجنclay (اسم)خاک رس، گل، رس، سفال، خاک کوزه گریlair (اسم)طبقه، گل، لانه، کنام، لانه خرگوش و غیره، محل استراحت جانورblossom (اسم)شکوفه، گلflower (اسم)سر، شکوفه، گل،...

فرهنگ فارسی ساره

آب بند

واژه نامه بختیاریکا

( گُل ) ( واحد ) ؛ کنایه از مکان بسیار کم. مثلاً یَه گل جا یعنی در یک جای معین و خیلی محقر؛ در جای محدود و مشخص؛ واحد سطح
( گَل ) از نشانه های جمع
( گَل ) آویزان
( گَل ) جفت
( گِل ) زمین
( گَل ) سر؛ روی
( گَل ) وَندِن وا گل
( گِل ) هره
( گِل ) هَرِه

فرهنگستان زبان و ادب

{goal} [ورزش] امتیازی که پس از عبور توپ از دروازه یا سبد یک تیم به تیم مقابل تعلق گیرد

کلمات مرتبط

  • گَل
  • گل آفتابیان
  • گل آهن
  • گل آوار
  • گل اباد
  • گل اباد بالا
  • گل ابر
  • گل ابریشم
  • گل اتشی
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات