گل ابر. [ گ ُ ل ِ اَ ] (ترکیب اضافی ، اِ مرکب ) کنایه از تکه ٔ ابر. قطعه ٔ ابر. (آنندراج ) (بهار عجم ) (غیاث ) : چرا خرقه پوشی نزیبد به شاه گل ابر زیباست بر دور ماه . ملاطغرا (از آنندراج ).در شفق هر گل ابر آینه خورشید است روی پوشیده و صد جای نمایان شده ست . میرزا طاهر وحید (از آنندراج ).قدح کج کرده اشکی زآن بت پنهان شکن دارم گل ابری به مژگان یادگاری زآن چمن دارم . حکیم صاحب (از آنندراج ).تازه میگر...
فرهنگ فارسی
کنایه از تک. ابر . قطع. ابر . رائل تاریخ نویس فرانسوی و. اواخر قرن دهم - ف. ۱٠۵٠ م . ) .