گلفشان. [ گ ُ ل َ / گ ُ ف َ / ف ِ ] ( اِ مرکب ) نوعی از آتش بازی که به هندی پهلجری گویند. ( غیاث ) ( آنندراج ).این را گلریز و گلریز آتشباز نیز گویند. ( آنندراج ).میرزا طاهر وحید در تعریف آتشباز گوید : چو بینند یار مرا گلرخان شود روی گلفامشان گلفشان.( آنندراج ).همه راه آذین و گنبد زده به هر گنبدی گلفشانان رده.اسدی ( گرشاسبنامه ص 431 ). || شیشه کوچکی که گلاب و شراب و مانند آن در آن کنند و گاهی آنرا ...
فرهنگ فارسی
۱ - ( صفت ) گل ریز گل پاش گل فشاننده : چون تو درخت دلستان تازه بهار و گل فشان حیف بود که سایه ای بر سرما نگستری . ( سعدی ) ۲ - افشاندن گلها در جشنها مخصوصا ایام نوروز : خونی ز زخم خار پرو بال بلبلان در پای گلبن است گلفشان داغها . ( سنجر کاشی ) ۳ - نوعی آتشبازی گلریز گلریز آتشباز. ۴ - سرخ چهره : کاشکی برجان شیرین دسترس بودی مرا تا زشادی کردمی بر گلفشانان جان فشان . ( معزی ) ۵ - بیماری سرخک ....
دانشنامه عمومی
گِل فِشان (به انگلیسی: Mud volcano)، پدیده ای طبیعی است که طی آن گل ولای از زیر زمین به شکل چشمه وار به سطح زمین می رسد و شکل ماهوری بخود می گیرد.فشارهای زمین ساختی باعث پیدایش گل فشان ها شده اند. این گل فشان ها دارای روانه های گلی سرد هستند.گل فشان ها از عوارض مرتبط به پیامدهای آتشفشان ها است که این نوع گل فشان ها دارای روانه های گلی داغ می باشند.گل فشان یکی از عوارض ژئومورفولوژی و زمین شناسی است...
فرهنگ اسم ها
اسم: گل فشان (دختر) (فارسی) (طبیعت، گل) (تلفظ: gol fešān) (فارسی: گلفشان) (انگلیسی: gol feshan) معنی: گل ریزنده، نوعی آتش بازی، گل افشان، ( = گل افشان )
فرهنگستان زبان و ادب
{mud volcano, hervidero, macaluba} [زمین شناسی] انباشته ای معمولاً مخروطی از گِل و سنگ که همراه با گاز از زمین خارج می شود