کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه گزند-رسانیدن | کلماتور
معانی کلمه : گزند رسانیدن
تلفظ بین المللی :
/ɡˈazand rˌesɑnˈidan/
تلفظ :
[g'azand R,esAn'idan]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ معین
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
گزند رساندن
گزند رسیدن
گزند
گزند امدن
گزند اوردن
گزند جستن
گزند خوردن
گزند دیدن
گزند کردن
لغت نامه دهخدا
فرهنگ معین
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
گزند رسانیدن. [ گ َ زَ رَ / رِ دَ ] ( مص مرکب ) گزند رساندن. صدمه زدن. اضرار. رجوع به گزند رساندن شود.
فرهنگ معین
( ~ . رَ دَ ) (مص م . ) صدمه زدن ، گزند رساندن .
فرهنگ فارسی
( مصدر ) آسیب رساندن صدمه زدن .
کلمات مرتبط
گزند رساندن
گزند رسیدن
گزند
گزند امدن
گزند اوردن
گزند جستن
گزند خوردن
گزند دیدن
گزند کردن
نظرات